بسمه تعالی
حسب خبری که منتشر شده، پس از جلساتِ متعدد شورای نگهبان و اصلاحاتی که توسط کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس صورت پذیرفت، «لایحه مجازات اسلامی» تبدیل به «قانون مجازات اسلامی» شد؛ که البته شاید تا چند سال از آن با عنوان «قانون جدید مجازات اسلامی» یاد کنیم. هنوز این قانون جدید (شامل کلیات، حدود، قصاص و دیات) انتشار رسمی نشده تا پس از آن لازم الاجراء گردد، اما برای حقوقی ها ضروری است تا هر چه سریعتر با تحولاتِ آن آشنا شوند.
از این رو آخرین نسخه از این قانون که در دسترس بود را از اینجا روی وبلاگ قرار دادم تا سر فرصت به بررسی آن بپردازیم. (محض اطمینان اینجا هم گذاشتم) در این نسخه، عبارات داخل کادر، اصلاحیه ای است که کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس مطابق با نظر شورای نگهبان اعمال کرده است؛ یعنی عبارات داخل کادر به تصویب نهایی رسیده است.
نکته بسیار مهم آن که لایحه مزبور مشتمل بر «تعزیرات» نیست و مواد مربوط به بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی کما فی السابق بر قرار خواهد بود.
________________
پ.ن. برای مشاهده ایرادات شورای نگهبان به لایحه مجازات اسلامی به اینجا و اینجا مراجعه کنید.
بررسي اجمالي ابعاد جرم شناختي قانون هدفمندی یارانه ها
(این گزارش، قبل از اجرایی شدن قانون هدفمندی یارانه ها تهیه شده است.)
"The United States is one of the most violent countries in the world. It is also the most punitive nation in the world. The US incarceration rate is over 700 per 100,000 population... US citizens are now imprisoned four times more than in the early 1970s and this “mass incarceration” or “new penalism” is racialized. About one out of every three African-American men between the ages of 20 and 29 are under some type of correctional supervision, while Latinos stand a 17 percent chance of being incarcerated.
There is much more evidence showing that the United States has shifted from a “welfare state” to a “penal state”."
Contemporary Critical Criminology
by Walter S. DeKeseredy
Routledge Publication, 2011
p. 42
"ایالات متحده آمریکا یکی از پرخشونت ترین کشورهای جهان است. همچنین این کشور یکی از کیفری ترین ملت ها به حساب می آید: میزانِ جمعیتِ کیفری در ایالات متحده، بیش از ۷۰۰ زندانی به ازای هر صدهزار نفر است...* هم اکنون شهروندانِ آمریکایی، چهاربرابر بیشتر از دهه ۱۹۷۰ به زندان افکنده می شوند و این "زندانی کردنِ انبوه" و "کیفرگرایی جدید" به صورت نژادپرستانه اجرا می شود. نزدیک به یک نفر از هر سه آمریکاییِ آفریقایی تبار، در بازه سنی ۲۰ تا ۲۹ سال، در معرضِ اقداماتِ مراقبتِ تأدیبی قرار می گیرند، در حالی که این میزان برای نژادهای لاتین ۱۷ درصد است.
دلایل بسیار بیشتری وجود دارد که نشان می دهد ایالات متحده از الگوی «دولت رفاه» به «دولتِ کیفری» دگردیسی کرده است."
کتاب «جرمشناسی انتقادی معاصر»
نوشته والتر اس دی کسردی
انتشارات راتلج، ۲۰۱۱میلادی
صفحه ۴۲
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* در ایران، این رقم ۲۲۶ نفر به ازای هر صدهزار نفر می باشد. +
"To make matters worse, more US citizens die of homicide every three months than the number of people killed by the September 11 terrorist attacks on the World Trade Center in New York and in the Iraq War as of 2008... Isn’t it time to think critically about crime?"
Contemporary Critical Criminology
by Walter S. DeKeseredy
Routledge Publication, 2011
p. 24
"بدتر آنکه، تعداد کشته شدگانِ ناشی از قتل عمد در ایالات متحد آمریکا در هر سه ماه، بیش از تعداد کشته شدگانِ حملات یازده سپتامبر و حمله ی به عراق [از سال ۲۰۰۳] تا سال ۲۰۰۸میلادی است... آیا زمانِ آن نرسیده که با رویکرد انتقادی به مسأله جُرم پرداخته شود؟"
کتاب «جرمشناسی انتقادی معاصر»
نوشته والتر اس دی کسردی
انتشارات راتلج، ۲۰۱۱میلادی
صفحه ۲۴
یک سال و نیم پیش مجموعه ای از قوانین کشورهای عربی را اینجا معرفی کردم. ولی نقائص زیادی داشت و بسیاری از قوانین مهم در آن درج نشده بود. حالا در این مجموعه جدید، قوانین هر کشور در یک تقسیم بندی منطقی و به صورت کامل تر ارائه شده است. حیفم آمد که به دستِ جویندگانش نرسد.
(برای مشاهده، بر روی اسم کشورها کلیک کنید)
مجموعه قوانين كشورهاي عربي
ادامه مطلب
کارهای برایان بیکس Brian Bix نه از آن جهت که دارای ایده ی نو و جدیدی هستند؛ بل به خاطرِ نثر روان و شیوا و دسته بندی مطالبشان، برایم تحسین برانگیز بوده اند. هر چند گرایش بیکس به پوزیتویسم حقوقی از میانِ نوشته هایش قابل استنباط است، اما مقاله اش درباره حقوق طبیعی، یک تصویر جالب و خوبی از مکتب حقوق طبیعی عرضه می کند. مقاله های او غالباً در مجموعه مقالات آکسفورد به چاپ رسیده و عملاً نوشته هایی متفاوت از یک مقاله شده اند. نوشته های تحلیلی اش از یک موضوع خاص، برای دانشجویی که به دنبال مطالب شسته و رفته در مباحث فلسفه حقوق هستند، بی نظیر است.
مثلا در مقاله «حقوق به مثابه ی یک رشته مستقل»، بیکس به خوبی از پس کار بر آمده و توانسته رویکردها و نظریه هایی که حقوق را رشته ای مستقل از سایر رشته ها می دانند، طبقه بندی کند. به نوشته ی او، پذیرشِ استقلالِ حقوق از سایر دانشها، خود را در سه شکل متفاوت نمایان میسازد:
۱. استدلال و تصمیمگیری حقوقی، از منطق و شکل متفاوتی نسبت به سایر استدلالها و تصمیمگیریها بهره میبرد و از این حیث دارای استقلال است.
۲. استدلال و نیز تصمیمگیری حقوقی فی نفسه کافی هستند و نیازی به بهرهگیری از سایر رویکردها و دانشها برای پیشرفت و تکامل ندارند.
۳. و نهایتاً اینکه حقوقدانان و نظریهپردازانِ حقوقی، باید تنها در چارچوبِ دکترینِ حقوقی، به بررسی موضوعاتِ حقوقی بپردازند و التفاتی به سایر دانشها و موضوعات نداشته باشند.
علاوه بر اینها، بیکس استقلالِ حقوق از سایر دانشها را از سه منظر قابل بررسی دانسته است: از منظر توصیفی(Descriptive)، از منظر تحلیلی(Analytical) و از منظر تجویزی(Prescriptive).
از نگاه توصیفی با بررسی نظام حقوقی و نیز نظام آموزشی آن، میزانِ استقلال حقوق از سایر دانشها و عوامل مورد ارزیابی قرار میگیرد، بی آنکه قضاوتی صورت پذیرد. نگاهِ تحلیلی، با تحلیلِ ماهیتِ حقوق و ابعاد نظری و عملی آن، امکان یا عدم امکانِ، و یا ضرورت یا عدم ضرورت استقلالِ حقوق از سایر دانشها را در کانون توجه خود قرار میدهد. و در نهایت، نگاه تجویزی ، بر اساسِ دادههای حاصل از دو نگاهِ پیشین، راهِ حلِ مناسب را برای تغییر وضعیتِ موجود به وضعیتِ مطلوب، پیشنهاد میکند. وی در ادامه این مقاله، بر اساسِ همین موارد، نظریه هایی که قائل به استقلال حقوق هستند را بررسی و توصیف کرده که آن هم خواندنی است.
همین نگاهِ بیکس را می توان در سایر مقالاتش مشاهده کرد: ساده و روان، و با دسته بندی های منطقیِ قابل درک. نمونه های دیگر از کارهای او را -که از همین سبک برخوردار است- ذیلا می توانید مشاهده کنید:
بسمه تعالی




