چند روز پيش وقتي به دنبال نوشته هاي رضا اميرخاني بودم، به مطلبي از او در سايت کتاب نيوز برخورد کردم که از سنت "حاسبوا قبل ان تحاسبوا" در عرصه کتابخواني ياد کرده بود. به نوشته وي، قديم تر ها که وي جوانتر بوده، هميشه آخر هفته مي نشسته و حساب و کتاب مي کرده که طي هفته گذشته چه مطالبي خوانده است و چه مقدار بوده است و از چه ارزشي برخوردار بوده است. بعد در يک دفترچه، خلاصه اي از آنچه خوانده بوده را يادداشت ميکرده است. به نظرم رسيد اين کار روش بسيار خوبي باشد که فرصت بيشتري را براي وبلاگ قرار دهم و خلاصه اي از مقالات جالبي که خوانده ام را بنويسم و در وبلاگ قرار دهم.
با اين کار اولاً خوانده هاي خودم را دسته بندي کرده ام و می توانم خلاصه اي از آنها را داشته باشم؛ آن هم در اين زمانه اي که هر روز و هر روز مقاله و کتاب جديدي عرضه مي شود و اگر تنها فرصت کنيم يک بار آنها را بخوانيم، خيلي هنر کرده ايم. ثانياً با اين کار ، مخاطبان وبلاگ هم از خلاصه مطالب مطلع مي شوند و در صورتي که آنرا مفيد يافتند می توانند اصل مطلب را بخوانند و مورد استناد قرار بدهند.
رضا امير خواني اين روش را -چون بيشتر براي استفاده شخصي بود- روش "حاسبوا قبل ان تحاسبوا" نام گذشته بود که البته به جهت آنکه منبعث از حديث نبوي(ص) است بهترين نامگذاري است. اما من عنوان "فست فود علمي"(!) را بامزه تر و رساتر به اين روش جديد يافتم. چرا که به نظر من اين روش، کارکرد فست فود Fast Food (غذاي سريع) را براي کساني که زمان کافي براي مطالعه همه مقالات را ندارند بازي مي کند و عملا يک لقمه حاضر و آماده براي اهل پژوهش خواهد بود.
مقاله اي که در اين پست مي خواهم معرفي کنم، مقاله اي است از آقاي دکتر رضا فيض با عنوان "تفسيري عارفانه بر دو حکم ربا و زنا" که در سال 1379 در شماره 22 مجله نامه مفيد به چاپ رسيده است. (مقاله ای مشابه همین موضوع از ایشان در فصلنامه الهیات و حقوق دانشگاه علوم اسلامی منتشر شده است با عنوان مفهوم کیفر در عرفان ابن عربی)
نویسنده در این مقاله تلاش کرده تا با استناد به آراء صدر الدین قونوی (متوفای 673 هـ.ق) شاگرد بلافصل شیخ اکبر، محی الدین عربی معروف به ابن عربی، قطب عرفان و هم دوره مولوی، تفسیری عرفانی و جالب از حد زنا و مجازات ربا ارائه کند. این اولین باری بود که رد پای نگاه عرفانی را در حقوق جزا مشاهده می کردم. عرفان کجا، حقوق جزا کجا!؟ عرفان در نهایت لطافت و حقوق جزا در نهایت خشونت! ظرافت و لطافت این نگاه مبنایی هم در همین نکته نهفته است.
اساسا روش تتبع در مسائل عرفانی تمسک به روشهای غیر عقلی و یا به عبارت صحیحتر مافوق عقلی است و در مقابل، روش علمی حقوق جزا محصور در ادراکات عقلی و محسوس و اصولی است.
در همین راستا صدرالدین قونوی کوشیده تا فارغ از الفاظ و عبارات آیات و روایات، غرض شارع از جرم انگاری و مجازات زنا و ربا را تشریح کند و یا به نوعی "تأویل" نماید. وی برای تحلیل عرفانی خود چند پیش فرض عقلی را مطرح می کند:
1- احکام اسلام تابع مصالح و مفاسد هستند.
2- تشریع دقیقاً بر اساس تکوین تنظیم شده است و اگر عالم هستی را بتوان به صورت نوشته و مقررات تنظیم کرد، همین احکام تشریعی اسلام خواهند شد.
3- حکمت احکام غالباً به صراحت بیان نشده است و تنها افراد صاحبدل و صاف سیرت می توانند به این اسرار دست یابند.
قونوی سپس در مقام تبیین حرمت و حد زنا به حدیثی از پیامبر(ص) استناد می کند که آن حضرت بیان داشته اند «هنگامی که بنده خدا و کنیز خدا {در محضر خدا} با یکدیگر زنا می کنند، هیچ کس از خداوند با غیرت تر نیست (لیس احدٌ أغیر من الله)». بر این اساس صدرالدین قونوی معتقد است که:
1- این تنها و تنها، ذات خداوند باری تعالی است که حق تصرف در اشیاء را دارد.
2- مخلوقات تنها بر اساس اجازه و تجویز ذات ربوبی خداوند می توانند تصرفی در امور داشته باشند.
3- کسی که بدون مجوز الهی در اشیاء و امور تصرف می کند، در واقع متعرض امور ذاتی ذات خداوند شده است و با کبریای الهی به منازعه پرداخته است.
4- با توجه به اینکه در حدیث فوق الذکر، از غضب و سخط خداوند در عمل زنا سخنی به میان نیامده، بلکه غیرت الهی مطرح شده است، فلذا معلوم می شود نفس عمل زنا چندان مورد غضب نیست، بلکه این تصرف در امور ذاتی الهی است که در حد زنا مورد توجه بوده است. به نوشته وی، زانی و زانیه از این جهت که تصرف در امور ذاتی الهی کرده اند، مورد عقوبت قرار می گیرند.
دکتر فیض سپس با نگاه منتقدانه به این تعبیرات، معتقد است که این برداشت چندان صحیح نیست و می توان با استناد به عبارت غیرت در حدیث شریف نبوی(ص) و تعابیر محی الدین عربی، برداشت بهتری ارائه کرد و آن اینکه بر اساس فراز «فصّ کلمة فردية في کلمة محمدية(ص)» از کتاب فتوحات مکیه، رابطه محبت آمیز میان زوج و زوجه، در واقع تجسم اینجهانی از محبت ناب الهی و عشق حقیقی است و هنگامی که این رابطه به یک حالت مادون و غیرعاشقانه تنزل می یابد و به این نماد الهی (محبت) خیانت می شود، غیرت الهی به خروش می آید و این عمل مستحق کیفر می گردد.
صدرالدین قونوی در ادامه به راز و حکمت تعیین مجازات حد و نیز حکمت عدد صد (۱۰۰) برای مجازات شلاق و سایر احکام این جرم می پردازد که بیان آن از حوصله این مطلب خارج است و موجب خروج مطلب از وصف "فست فود" می گردد!
برای استفاده دوستان، اصل مقاله را هم در اینجا قرار داده ام:
یکشنبه ای که گذشت -۳۱ خرداد- جلسه دفاعیه رساله دکتری دوست عزیزم، آقای محسن برهانی برگزار شد. موضوع رساله «تاثیر نظریه های اخلاقی بر حقوق کیفری، با تاکید بر حقوق ایران» بود. دکتر سید محمد حسینی راهنمایی رساله را به عهده داشت و دکتر محمد فرجیها و دکتر محسن جوادی مشاوره این رساله را بر عهده داشتند. دکتر محمد راسخ، دکتر جعفری تبار، دکتر امیدی و دکتر محمد جعفر حبیب زاده هم داوران این جلسه بودند. جلسه ساعت ۸:۱۰ آغاز شد و ۱۲:۱۵ به پایان رسید. رساله جالبی بود. آقای برهانی -که از این به بعد باید دکتر برهانی خطابش کنیم- خیلی زحمت کشیده بود. هر چند که موضوع رساله از مباحث کهنه در فلسفه حقوق بود، اما در ایران بسیار جدید بود، چرا که کوشیده بود فضای سنتی غالب بر نوشته های حقوقی درباره رابطه اخلاق و حقوق را شفافتر کرده و ایرادات آن را به طور دقیق و مستند به نقد بکشد. اگر اساتید داور و حتی یکی از استادان مشاور (دکتر فرجیها) انتقادات جدی بر رساله وارد کردند، لکن با همه اینها، به جهت تازگی موضوع، رساله همچنان قابل دفاع بود. در نهایت توانست از هیات داوران نمره ۱۸.۳۰ (بسیارخوب) را کسب کند.
دکتر برهانی در رساله اش با رویکرد توصیفی به این موضوع ورود کرده بود و کوشیده بود نظام حقوقی ایران و فقه جزایی شیعه را بر اساس تئوری های اخلاقی مورد کنکاش قرار دهد. وی در رساله اش با تاکید بر سه تئوری برتر و مطرح در فلسفه اخلاق (نظریه فضیلت گرایی ارسطو، نظریه فایده گرایی میل و نظریه امر مطلق اخلاقی کانت) وارد سه ساحت «جرم انگاری، مسوولیت و مجازات» شده و به بررسی نظام حقوقی پرداخته بود. وی سپس به بررسی نظریات اثباتگرایان و طرفداران حقوق طبیعی در این زمینه پرداخت و تاکید کرد که نظام حقوقی ایران رویکرد اثباتگرایی را (اعتبار قوانین بر اساس طی مراحل قانونی و تصویب مرجع صالح) پذیرفته است.
نکته مهم آنکه ایشان معتقد بود که تئوری جزایی اسلام به هیچ عنوان مکافات گرا نیست، حتی در حوزه اجرای حدود. دکتر برهانی معتقد بود با توجه به وجود نهادهایی چون توبه، قاعده درء و حجیت اقرار به صورت متعدد، اصولا نمی توان نظام جزایی اسلامی را به مکافاتگرایی کانتی نزدیک دانست. وی همچنین تاکید کرد با توجه به نقش رضایت اولیاء دم در قصاص و اختیار حاکم در وضع تعزیرات، نظام جزایی اسلامی به فایده گرایی تمایل دارد؛ که برای اولین بار بود که چنین تحلیلی از نظام جزایی اسلام عرضه می شد.
اگر چه به نظر می رسد تا رسیدن به برداشت متقن و نهایی از نظام جزایی اسلام (قرائت شیعی آن) راهی بس دراز وجود دارد و هنوز کمتر تلاشی در جهت برداشت فلسفی-حقوقی از نظام حقوقی اسلام صورت گرفته است، اما این رساله گامی جدید در این مسیر بود که راه را برای سایر پژوهشگران بعدی هموار ساخت.
نکته پایانی آنکه اگر موضوع رساله ام را توانستم در گروه حقوق به تصویب برسانم، کوشش خواهم کرد تا در مورد موضوع مورد علاقه خودم نیز نکاتی را جهت کسب مشورت از دوستان در اینجا بنویسم.
:Inequalities in the World System
Political Science, Philosophy, Law
International Symposium in São Paulo (Brazil),September 3-6, 2009
:Organizers
(Klaus-Gerd GIESEN, Université d’Auvergne (Clermont-Ferrand, France
(Marcos NOBRE, Université de Campinas/CEBRAP (Campinas/São Paulo, Brazil
Are global inequalities shrinking or increasing on the global scale? Obviously, the answer depends on the criteria applied to measure it, as well as the types of inequality to focus on. If one refers to the economic distribution of wealth among states, the emerging economies, notably the BRIC (Brazil, Russia, India, China), experience a spectacular surge (but not necessarily less unequal on the domestic level), while sub-Sahara Africa deeper dives into poverty. However, when appraised from the angle of social-class divide, which possibly can be conceptualized as being transnational, inequality emerges as a factor that keeps polarizing the world society. As far as the military dimension is concerned, the asymmetry of wars and conflicts stemms directly from the United States’ overwhelming responsibility for 45% of the world’s military expenditures. Access to the resources “law” and “norms” also varies by type of actor: Some states, multinational enterprises, and non-governmental organizations enjoy considerable financial capacities and competences, enabling them to exert domination on competitors. Even environmental concerns come to affect populations differently as desertification in Africa, the threat of submergence of South Pacific island-states, and the deforestation of the Amazons have suggested, to mention only a few examples.
ادامه مطلب
دومین کتاب مرتبط با حقوق و فلسفه حقوق اسلامی که توسط آیت الله جوادی آملی نگارش یافته کتاب «حق و تکلیف در اسلام» است. در این کتاب ارزشمند، آقای جوادی آملی به شرح و بسط تفاوتهای منبع حق و تکلیف و تاثیر این تفاوت بر مبانی آنها پرداخته و دید جالبی به خواننده می دهد.
ایشان در صص ۶۱ و ۶۲ کتابشان نوشته اند:
براي تبيين [تفاوت مباني حق و تكليف نزدِ مسلمانان و غربيها]، توجه به اين نكته ضروري است كه اختلاف در مباني، غالباً ناشي از اختلاف در منابع است و اين تفاوت سير تفكر انسان را متحول ميسازد، از اينرو به ندرت اتفاق ميافتد كه در صورت اختلاف منابع، در مباني وحدت نظر و انديشه حاصل شود. اين يك اصل اساسي و معيار مهم در همه مباحث نظري و عملي است.
بنابراين، مباني اعتقادي كه از عقل و وحي و متون دين سرچشمه ميگيرد با عقيدهاي كه در تجربه و عقل ابزاري ريشه دارد، نميتواند يكسان باشد. پس اگر ميان صاحبنظران نوع نگرش و برداشتها در باره حق، حكم، تكليف و ساير مسائل حقوقي متفاوت است، اين تفاوتها اگر مبنايي باشد نه روشي غالباً به اختلاف در منابع برگشت ميكند.به نظر ميرسد كه مسئله حق و تكليف و همه مسائل حقوقي و فقهي تا زماني كه ريشهاي مورد بحث و بررسي قرار نگيرد، ثمره مطلوبي نخواهد داشت، در واقع اين بحث متفرع بر موضوع معرفتشناسي، خداشناسي، انسانشناسي و دينشناسي است، چنان كه حقوق، احكام و تكاليف مفاهيمي هستند كه در ارتباط با انسان و حيات فردي و اجتماعي او در برابر قدرت مافوق، معنا پيدا ميكند، از اينرو قبل از هر چيز لازم است اينگونه مطالب كليدي و رابطه و نسبت آنها با مسئله حق و تكليف روشن گردد. براي ترتيب و تنسيق منطقي بحث، موضوعات را تحت عناوين رابطه معرفتشناسي با مسائل حقوقي، نسبت هستيشناسي با مسئله حق و تكليف و ارتباط انسانشناسي و دينشناسي با آن پي ميگيريم.
به نوشته وبلاگ فلسفه حقوق، چاپ دوم این کتاب در سال ۱۳۸۵ توسط انتشارات اسراء و در ۳۷۲ صفحه به چاپ رسیده است. در پشت جلد این کتاب مبلغ ۲۷۰۰ تومان به عنوان قیمت درج شده است.

با این حال موسسه اسراء (متصدی نشر آثار آیت الله جوادی آملی) در اقدامی تحسین برانگیز، متن کامل این کتاب را در سایت خود قرار داده است و دوستان می توانند به راحتی از محتوای آن استفاده کرده و در کارهای تحقیقی خود بدان ارجاع دهند.
جهت مشاهده متن کامل کتاب حق و تکلیف در اسلام به این آدرس مراجعه بفرمایید
نوشته محمد راسخ
نامه مفید، مسلسل ۶۴، ج۳، ش۲، ۱۳۸۶
چکیده:
پرسش اصلی این نوشتار به نسبت میان مدرنیته و حقوق دینی باز می گردد. علی طرح این پرسش، ورود یا پیوند عناصری از دنیای مدرن به جامعه ایران است که تقریبا تمامی مظاهر زندگی فردی و جمعی کشور را تحت تاثیر قرار داده و مشکلات و پیچیدگی هایی فراوان در ساختارهای بنیادین و فرهنگ جامعه به وجود آورده است. شناخت، تحلیل و رفع مشکلات در حوزه های ارزشی و حقوقی به طور چدی به شناخت مدرنیته و تاثیر آن بر حقوق دینی وابسته است. بر این پایه ضروری است به سه پرسش پاسخ داده شود: یکم، زمینه بروز پدیده مدرنیته در غرب چه بود؟ دوم، عناصر مؤلف مدرنیته کدام بودند؟ سوم، مدرنیته چه دگرگونیهایی در نظام حقوقی سنیت ایجاد کرد یا حقوق مدرن چه ويژگیهایی پیدا کرد؟…
واژگان کلیدی: مدرنیته، حقوق دینی، عقل نقاد، امر خوب، امر درست، بومی ساختن
از طریق راست-کلیک مقاله را دریافت کنید
منبع: وبلاگ «فلسفه حقوق»
سایت باشگاه اندیشه، وابسته به کانون اندیشه جوان، در اقدامی تحسین برانگیز اقدام به انتشار کتابچههای الکترونیکی در حوزه فلسفه حقوق -به ويژه حقوق کیفری- کرده و آنرا به رایگان در اختیار مخاطبان قرار داده است.
اخیرا در این سایت دو کتابچه ذیل قرار داده شده که برای علاقمندان حوزه فلسفه حقوق جالب توجه است، به خصوص آنکه نویسنده مطالب یکی از آنها پروفسور اچ ال ای هارت است.
نظريه تعليم اخلاقي مجازات
نويسنده: جين هامپتن
مترجم: حميد محبوبي
انتشارات: باشگاه اندیشه
تاريخ انتشار: تابستان 1387
منبع: فصلنامه فقه و حقوق، شماره 5
دریافت متن کامل
مسائل فلسفه حقوق
نويسنده: اچ. ال. اي. هارت
مترجم: بهروز جندقی
انتشارات: باشگاه اندیشه
تاريخ انتشار: تابستان 1387
منبع: فصلنامه فقه و حقوق، شماره 7
دریافت متن کامل
|
اين اثر برگرفته از سلسله درسهاي پروفسور توماس موراوتز در رشته فلسفه حقوق در دانشگاه ييل آمريكا ست كه به صورت كتاب حاضر درآمدهاست.
اين كتاب در 4 فصل با عناويني چون؛ «فلسفه و مفهوم حقوق»، «آراي قضايي»، «اخلاق و قانونگذاري» و «مسئوليت و مجازات» طراحي و تدوين شدهاست.
در بخشي از اين اثر با عنوان «سودگرايي و آراي قضايي» آمدهاست: قضاوت محدوديتهايي دارد كه اخلاقي نيست از جمله اين محدوديتها قواعد صوري و شكلي است. اما همه آراي قضايي به نحوي ـ سودمند يا زيانبار ـ بر افراد تأثير ميگذارند ...
طبيعتگرايي و پوزيتيويسم، رويههاي باز و بسته، ديدگاههاي گوناگون درباره مفهوم حقوق، اجراي اصل اخلاقي، جنون و رفع مسئوليت، توجيه مجازات، جبرگرايي، شكگرايي و ساير افكار، اختيار و انتخاب از موضوعات مورد توجه در اين اثرند.
كتاب «فلسفه حقوق: مباني و كاركردها» را پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در 263 صفحه، شمارگان 1500 نسخه و بهاي 22000 ريال به بازار نشر عرضه كرده است.
آدرس مطلب: http://www.ibna.ir/vdcba0b5
با توجه به تقاضای دوستان مبنی بر معرفی برخی منابع درجه یک راجع به فلسفه حقوق-به طور عام- و فلسفه حقوق کیفری-به طور خاص- و نیز با عنایت به علاقه شخصی خودم به مباحث فلسفه حقوق، تصمیم گرفتم که یک صفحه مستقل را -خارج از پستهای روزانه- به معرفی سایتهای مفید در این زمینه اختصاص دهم.
قصد دارم در این صفحه جداگانه، سایتهای مرتبط با فلسفه حقوق در سراسر جهان -که عمدتا به زبان انگلیسی هستند- را به صورت خلاصه معرفی کرده تا راه را برای دانشجویان حقوق جهت آشنایی با مبانی علم حقوق هموار سازم؛ ان شاء الله.
دوستان عزیز، اگر چنانچه لینک مفیدی را در این زمینه می شناسند که می تواند راهگشای پژوهشگران فلسفه حقوق باشد، در قسمت نظرات اطلاع دهند تا بر غنای این صفحه افزوده شود.




