چند روزی است که این جملات را لابلای سخنان خیلی ها می شنوم. نمی دانم خودشان هم می دانند چه می گویند یا نه؟ آنها بنیان گذاران اندیشه نوین در حوزه فلسفه سیاسی هستند بی آنکه خود از آن آگاه باشند. آنها خیلی زیبا می گویند:
من ناسزا می دهم، پس هستم؛
من آتش می افروزم، پس هستم؛
من عربده می کشم، پس هستم؛
من قانون را زیر پا می گذارم، پس پر زورم؛
من قشون کشی میکنم، پس پیروزم؛
من وطنم را دوست دارم، پس بهترینم؛
من قانونم، چون این طور فکر میکنم؛
من هستم، پس فکر میکنم؛
این جملات زیبا نیست؟
به نظر شما اینها در نوع خود بی نظیر نیست؟
من فکر می کنم، بی نظیر است.
تا به حال هیچ دانشمندی در حوزه فلسفه سیاسی چنین نگفته است.
من که سراغ ندارم.
فکر می کنم باید قلم در دست گرفت و آنچه روی می دهد را نوشت. از لابه لای آنچه نوشته می شود، تئوری های جدید حقوقی و سیاسی به دست خواهد آمد و قطعا آیندگان آنرا به نام ما ثبت خواهند کرد.
:Inequalities in the World System
Political Science, Philosophy, Law
International Symposium in São Paulo (Brazil),September 3-6, 2009
:Organizers
(Klaus-Gerd GIESEN, Université d’Auvergne (Clermont-Ferrand, France
(Marcos NOBRE, Université de Campinas/CEBRAP (Campinas/São Paulo, Brazil
Are global inequalities shrinking or increasing on the global scale? Obviously, the answer depends on the criteria applied to measure it, as well as the types of inequality to focus on. If one refers to the economic distribution of wealth among states, the emerging economies, notably the BRIC (Brazil, Russia, India, China), experience a spectacular surge (but not necessarily less unequal on the domestic level), while sub-Sahara Africa deeper dives into poverty. However, when appraised from the angle of social-class divide, which possibly can be conceptualized as being transnational, inequality emerges as a factor that keeps polarizing the world society. As far as the military dimension is concerned, the asymmetry of wars and conflicts stemms directly from the United States’ overwhelming responsibility for 45% of the world’s military expenditures. Access to the resources “law” and “norms” also varies by type of actor: Some states, multinational enterprises, and non-governmental organizations enjoy considerable financial capacities and competences, enabling them to exert domination on competitors. Even environmental concerns come to affect populations differently as desertification in Africa, the threat of submergence of South Pacific island-states, and the deforestation of the Amazons have suggested, to mention only a few examples.
ادامه مطلب
● نويسنده: عبدالله حاجي صادقي
● منبع: سایت باشگاه اندیشه؛ به نقل از فصلنامه حصون، شماره 7
از امتيازات مكتب سياسى اسلام، مبانى نظرى و فلسفه سياسى آن مكتب است كه زير ساز همه ابعاد حكومت و نهادهاى آن است و بدان جهت مىدهد. بى ترديد بدون توجه به اين مبانى و اصول زير بنايى نمىتوان به نوع نگرش كتب آسمانى اسلام به حكومت آگاهى كامل پيدا كرد.
اسلام شناس برجسته و فقيه فرزانه حضرت آية اللّه خامنهاى (دام ظله العالى) بيش از سى سال است كه در مباحث علمى و هدايتهاى دينى به تبيين مبانى فلسفه سياسى اسلام پرداختهاند. در اين مقاله به ديدگاههاى ايشان در بيان حاكميت انديشه بر عمل و نيز چهار اصل مهم از اصول فلسفه سياسى اسلام مىپردازيم. چهار اصلى كه مقام معظم رهبرى تأكيد فراوانى روى آنها دارند عبارتند از:
1 ـ جامعيت دين و قلمرو آن و وجود سياست و حكومت در اين قلمرو.
2 ـ جهانبينى توحيدى و آثار آن در نظام سياسى اسلام.
3 ـ نياز بشر به هدايت آسمانى.
4 ـ انسانشناسى دينى.


